برای آخرين بار....... بدرود

برای آخرين بار....... بدرود

سلام رفيق....

سلام همدم....

سلام.

دیگه داره به تهش  ميرسه... تموم شد امسالم......

راحت شدم. سال نحسی بود.. ديگه تحملش رونداشتم.

اين بارم آخرين پست وبلاگ رو آپ می کنم و برای هميشه از همه شما دوستان گل... خداحافظی می کنم.

شايد روزی دوباره برگشتم.

مطمئن باشين که هيچکدومتون رو از ياد نميبرم. مدتيه که وقتی حرم ميرم ديگه برای خودم دعا نمی کنم.... همش اسم شما جولو چشمام مياد.

شبای تاسوا عاشورا تو حرم خيلی هارو ياد کردم. هروقت حرم ميرفتم برای اونايی که شمارشون رو دارم اس ام اس می دادم. هنوزام هر وقت ميرم برای شماها دعا می کنم آخه شما ها خيلی برای من ... برای مامانم دعا کردين.

خيلی برای سلامتيت دعا کردم.... برای راحت بشی.. سالم بشی.. خيلی گريه کردم.. يادمه شب عاشورا تو حرم ... روبروی ضريح امام رضا داشتم زيارت عاشورا ميخوندم.... اينقدر گريه کردم .. اينقدر التماسش کردم.... مطمئنم خوب ميشی...

الانم بغض داره گلومو ميگيره..... نميدونم فهميدی با توام يا نه؟؟ اسمت رو ننوشتم تا نگی چرا همه برای مريضيم سرم منت ميزارن......

يادته يه شب اس ام اس دادی که " کی ميری حرم" گفتم هر وقت تو بخوای......

 هروقت حرم ميرم... وقتی کمرم رو صاف می کنم تا به اون ضريح پاکش نگاه کنم اسم همتون تو ذهنم مياد.

يادته اون موقع ها حالت خيلی خوب نبود....... از يکی پشت پا خورده بودی....

رفتم حرم... از امام رضا خواستم که حالت بهتر بشه....... خدارو شکر.. الان خيلی خوبی....

يادته اون شب تو حرم ديدمت؟؟؟‌ازون موقع که ديدمت فهميدم که دردم رو می فهمی... چقدر دوست داشتم دوباره ببينمت..... خدا رو شکر دوباره ديدمت. ا

ين بار که اومدم تهران خيلی بهم خوش گذشت...

از همه اونايی که اومدنو... سرم منت گذاشتن.. ممنون

چی بگم.... به خدا دوستتون دارم...

اصلا دلم نميخواد خداحافظی بکنم.

اصلا.

 اما مجبورم....

سال تحويل تو حرمم.....

برای همتون دعا می کنم.

شمام مارو سر سفره هفت سين فراموش نکنين.

چند بار متن خداحافظی رو نوشتم اما.. هربار که نوشتم اسم خيلی هاتون جا موند.... گفتم بی خيال.. مارو می بخشن..... 

 اين عکس رو گذاشتم.

چون برام خيلی خاطره است.

مرا بیاد خواهی آورد

اگه همديگر رو دوباره نديدم. خداحافظ.

يا علی.

/ 0 نظر / 15 بازدید